pdf مبحث تاریخ نهم

 

                                          دانلود

تبدیل تاریخ های شمسی،میلادی و قمری به یکدیگر

با رفتن به لینک زیر تبدیل تاریخ های مختلف را انجام دهید:


تبدیل تاریخ



تاریخ ایران باستان

با سلام.

فایلی در قالب فشرده برای شما خوانندگان عزیز علاقه مند به تاریخ از دوران ایران باستان برای شما گذاشته ام.امیدورم نظرات خودتان را در این رابطه برای ما بنویسید.


دانلود

زندگی نامه ی میرزا تقی خان امیر کبیر

زندگی نامه میرزا تقی خان امیرکبیر


تقی خان امیرکبیر اهل فراهان است و دست پرورده خاندان قائم مقام فراهانی.  فراهان همچون تفرش و  آشتیان مجموعاً کانون واحد فرهنگ دیوانی و "اهل قلم" بود؛ ناحیه ای مستوفی پرور. چه بسیار دبیران و مستوفیان و وزیران از آن دیار برخاستند که در آن میان چند تنی به بزرگی شناخته شده، در تاریخ اثر برجسته گذارده اند. از این نظر میرزا تقی خان نماینده فرهنگ سیاسی همان سامان است.    


 

 

 

                                                  

 

ادامه نوشته

اولین نقطه ی خاکی جهان در ایران

اینجا جایی است که شاید حتی نامش را هم نشنیده باشید اما مقصد بسیاری از توریست های خارجی بوده است. این جا  «جم» است شهر اسرارآمیز، بام استان بوشهر. بوشهری های این منطقه ادعا می کنند گویش شان نزدیک ترین گویش به زبان فارسی اصیل است. مردمی که کنار تخت پادشاهی جمشید سکونت دارند؛ درست کمی دورتر از قلعه ضحاک و مارهایی که حالا چند هزار ساله شده اند. جم نزدیک ترین نقطه به خورشید است... شهری که در میان بومیان منطقه مرکز عالم لقب گرفته است.

 

جایی میان عسلویه و شیراز

شاید خیلی ها تا زیر گوش جم هم بیایند اما نادانسته سفر به این شهر را از دست بدهند. جم فاصله اندکی- چیزی در حدود یک ساعت از راه زمینی- با عسلویه دارد. مسیر دوم از شیراز می گذرد. اگر از مسیر جنوب شهر شیراز به مقصد جم با ماشین راه بیفتید، بعد از سه ساعت به این شهر می رسید. جم، نقطه اول بوشهر و نقطه آخر فارس است. البته راه آسان تری هم هست که لازم نباشد برای سفر به جم، این شهرها را مبدا قرار دهید جم فرودگاه هم دارد. یک فرودگاه جمع و جور که معمولاً در هفته یک پرواز از تهران به آن صورت می گیرد.

 

«جم» خنک ترین شهر استان بوشهر است و میزان رطوبتش هم از شهرهای همسایه اش بسیار کمتر. شهرهای استان بوشهر ارتفاعی کمتر از 100 متر از دریا دارند، اما جم با ارتفاع 700 متری نسبت به دریاهای آزاد، آب و هوای مساعد و بارش بیشتری به نسبت دیگر همسایه هایش دارد.

 

 

اولین نقطه خاکی جهان در ایران

 

 

برفراز چگاسه

بومی های جم تا بفهمند غریبه ای سفر دیارشان شده است با آب و تاب و با همان لهجه شیرین شان از تاریخچه شهر برایتان می گویند اما هر چه این بومی ها در توصیف «جم» واژه ها را به هم گره بزنند، شما نمی توانید تصویر به درد بخوری از این شهر داشته باشید. در عوض می توانید راهی «چِگاسه» شوید و در چند ثانیه جم را زیر نظر بگیرید.

 

«چگاسه» نام تپه ای در این شهر است که اگر بالای آن بروید، کل شهر را می بینید. البته لطفی که این تپه یا تل در شب دارد، هرگز در روز عایدتان نمی شود. بنابر این چند ساعتی در شب را به مهمان چگاسه شدن اختصاص دهید.

 

اگر به دنبال معنا و ریشه «چگاسه» هستید کافی است چند حرف آن را جا به جا کنید تا به «چون کاسه» برسید. تپه چگاسه که از دور به یک ظرف یا همان کاسه خودمان می ماند، کاملاً نا نامش هماهنگ است. چون کاسه در گویش جمی های به چگاسه تبدیل شده است.

 

اگر دلتان آمد، بی خیال این تپه خنک شوید، روی نقطه های مختلف شهر تمرکز کنید آن وقت کوه بلندی را می بینید که گاهی شبیه یک بستنی قیفی می شود که انگار طبق قاعده خورده نشده است! انگار این کوه که به آن «پوز پدری» یا «پردیس» می گویند، با همه کوه های دنیا فرق می کند.

 

 

اولین نقطه خاکی جهان در ایران

 


افسانه و واقعیت

«پدر جمشید پیشدادی بعد از تولدش در این نقطه، همین جا غسل تعمید داده شده». «اولین جایی که نفت در آن سوزانده شده است، این جاست»، «قدیمی ترین آتشکده زرتشتیان این جا بوده است.»، «شما الان روی اولین نقطه خاکی زمین ایستاده اید.»، «می بینید نزدیک ترین نقطه به خورشید است اما آفتابش نمی سوزاند.»

 

همه این جملات را از زبان جمی هایی می شنوید که از خدا خواسته راهنمای افتخاری تان در شهر شده اند و برای تمام گفته هایشان دلیل و مدرک دارند. «پوز پُدری» نام همین کوه تاریخی و البته اسرارآمیز است. کوهی بلند که باید حتما تجربه کوهنوردی را داشته باشید تا بتوانید از ارتفاعاتش بالا بروید.

 

بومی ها می گویند قلعه ضحاک داخل همین کوه بوده است و محل تولد پدر جمشید پیشدادی و تخت پادشاهی جمشید هم به همین دلیل هم نام شهر واژه «جم» را یدک می کشد.

 

 

 

اولین نقطه خاکی جهان در ایران

 

 

 

اسرارآمیز بودن «پوز پدری» که جمی ها یکی از مکان های مقدس قلمدادش می کنند، به همین جا ختم نمی شود. جمی ها توضیح می دهند که این جا میدان مغناطیسی است و وقتی بیماری سراغ اهالی این دیار می آید، شف می گیرد. آقای ریزی یکی از ریش سفیدان جم می گوید: «خارجی هایی که به جم می آیند، کاملاً به این امر باور دارند. بیشترشان ساعت ها را در این جا می گذرانند چون می دانند مشکلات جسمی شان یا رفع می شود یا تخفیف پیدا می کند.»

 

آنها برای اثبات حرف شان یک آزمایش عینی را هم پیشنهاد می کنند. ماشین مسافرها را روی جاده کنار کوه خاموش می کنند و ترمز دستی را پایین می کشند با این که شیب جاده به سمت مخالف کوه است اما ماشین بدون اغراق به سمت پوز پدری کشیده می شود. برای اثبات اینکه جم و به طور دقیق تر پوز پدری اولین نقطه خاکی جهان است هم دلایلی دارند. برای همین نام چند محقق و باستان شناس را هجی می کنند و اصرار دارند که آن ها را یادداشت کنید و بعدها در اسناد معتبر به دنبال ادعایشان باشید.

 

 

اولین نقطه خاکی جهان در ایران

 

 

پیش گویی یادگار ضحاک

دیدنی های جم به آن چه گفتیم، محدود نمی شود. این شهر آن قدر برایتان گفتنی دارد که باید چند روزی را در آن بگذرانید تا چیزی را از قلم نیندازید. مثلاً در فاصله اندکی از پوز پدری، امامزاده ای معروف به پیر بی بی بانو هست که از اماکن مقدس این شهر محسوب می شود چند متر دورتر از این امامزاده حفره ای در صخره هست که به قول جمی ها مار مقدس در آن خانه دارد. اگر حاجتی داشته باشید و آن را با صدای آهسته کنار این روزنه زمزمه کنید و جناب مار از صخره بیرون بیاید یعنی حاجت روا می شوید! و گرنه باید شانس تان را روی رویاهای دیگرتان امتحان کنید تا بلکه یکی از آنها به مذاق مار خوش بیاید و بتوانید از او «بله» بگیرید!

 

این طور که بومی های جم می گویند عمر این مار آن قدر زیاد است که در خاطرات پدربزرگ مادربزرگ های ریش سفیدهای جم هم قصه هایی از آن هست. خیلی ها دلیل عمر زیاد این مار پیش گو را مغناطیس موجود در فضای زندگی اش می دانند و خیلی ها هم معتقدند سال ها پیش عمر جاودانه نصیب او شده است. برخی هم با استناد به خاطرات اجدادشان آن را یادگاری از قلعه ضحاک می دانند.

 

مدال های امیر اسدا... علم

مدالهای عَلَم!
امیراسدالله علم فرزند شوکت الملک، معروف به «امیر قائن» از عوامل سیاست انگلیس در کشور محسوب می شد. او که از مهره های کلیدی دربار پهلوی بود دو چهره متمایز داشت.

امیراسدالله علم فرزند شوکت الملک، معروف به «امیر قائن» از عوامل سیاست انگلیس در کشور محسوب می شد. او که از مهره های کلیدی دربار پهلوی بود دو چهره متمایز داشت. یکی چهره ای خشن که با جنایاتش شناخته می شود که عملاً نشان داده برای یک لبخند شاه آماده قتل هزاران انسان آزاده می باشد. کمااینکه کشتار ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ در زمان نخست وزیری وی صورت گرفت. دیگر چهره ای که برایش غرورآفرین است و نشان دهنده توفیق او در کسب مدال های افتخار می باشد. علم از نظر دریافت مدال و نشان چیزی از منوچهر اقبال کم نداشت. برای آگاهی از تمامی مدالها و نشان های او باید به آرشیو روزنامه های کثیرالانتشار قبل از انقلاب اسلامی مراجعه کرد تا بدانیم که چگونه ملت ما را به تمسخر گرفته بودند. مدال بازی و نشان گرفتن های امیراسدالله علم، از عملیات عادی و کم آزار محسوب می شد. البته گاهی تلاش برای به دست آوردن یک نشان همراه با پرداخت میلیونها دلار از جیب ملت به صورت هزینه، پاداش، جایزه، کمک، مساعده، وام و نظایر آن بوده است از جمله نشانهای علم، نشان درجه اول تاج با حمایل! نشان درجه اول همایون با حمایل! نشان درجه اول دانش! (وزارت فرهنگ)، نشان آذرآبادگان (ارتش)! نشان درجه اول تربیت بدنی! نشان درجه اول راز (پست و تلگراف!) نشان درجه اول سپاس (ورزش!) نشان درجه اول اصلاحات ارضی!، نشان درجه اول خدمات اجتماعی!، مدال یادبود بیست وپنجمین سال سلطنت شاه!، نشان درجه اول آبادانی و پیشرفت!، نشان درجه اول کار! مدال تاجگذاری!، نشان درجه اول سپاس (وزارت آموزش و پرورش)!، نشان درجه اول پاس (شهربانی کل کشور)!، نشان درجه اول پیکار با بیسوادی، نشان همکاری ارتش شاهنشاهی!، نشان درجه اول افتخار ارتش شاهنشاهی!، نشان طلای شهر تهران!، مدال یادبود برگزاری جشن بیست وپنجمین سده بنیانگذاری شاهنشاهی ایران!، نشان درجه اول پیشاهنگی ایران، مدال پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی. همانطور که ملاحظه می گردد خدمات علم آن طور برجسته است که در همه جا نشان درجه اول به او تعلق می گیرد؛ در ارتش، در ورزش، در آموزش، در کار، در پیکار، در پیشاهنگی، در خدمات اجتماعی، در پست، در شهربانی، در اصلاحات ارضی برای او مدال می سازند.

اگر به مدال های خارجی او هم گذاری داشته باشیم، می بینیم این شخصیت برجسته ایرانی! اصولاً به همه دنیا خدمت کرده! دول دیگر هم از او سپاسگزار بوده و احساسات خود را در قالب مدال! ابراز داشته اند. به تعدادی از این قدردانیهای خارجی می نگریم: از آرژانتین نشان صلیب بزرگ!، از آلمان نشان صلیب بزرگ لیاقت جمهوری فدرال آلمان با حمایل (دولت آلمان به مناسبت لیاقت آقای علم به ایشان نشان داده اند آن هم با حمایل!)، از اردن هاشمی نشان درجه اول نهضت با حمایل (هم درجه اول است، هم مربوط به نهضت! هم حمایل دار است، خصوصیات فراموش نشود)، از اسپانیا، نشان درجه اول با حمایل! از اطریش نشان بزرگ طلای افتخار با حمایل، از افغانستان نشان سردار اعلی، از ایتالیا نشان شوالیه صلیب بزرگ لیاقت جمهوری ایتالیا با حمایل، از برزیل نشان صلیب بزرگ، از بریتانیای کبیر (انگلستان) نشان شوالیه صلیب بزرگ عالیترین نشان امپراطوری بریتانیا، از بلژیک نشان لئوپلد با حمایل بزرگ، از بلغارستان نشان درجه اول، از پاپ اعظم شوالیه صلیب بزرگ نشان پیانو با حمایل، از پاکستان نشان درجه اول امتیاز با حمایل، از تونس نشان درجه اول الاستقلال با حمایل!، از جمهوری آفریقای جنوبی و از جمهوری کره نشان لیاقت خدمات سیاسی، مدال گوانگوا، چین ملی نشان ستاره درخشان با حمایل مخصوص، دانمارک صلیب بزرگ نشان دانبروگ با حمایل و... نشان ها و مدال های علم ادامه دارد ولی ما به همین جا بسنده می نماییم و معرفی این مدال بازی را برای رهبر حزب مردم کافی می دانیم.

روستای ماخونیک؛ سرزمین لی لی پوتهای ایران

 روستای ماخونیک یکی از هفت روستای شگفت انگیز جهان است که به سرزمین لی لی پوتهای ایران شهرت دارد در این روستا کشیدن سیگار، دیدن تلویزیون و نوشیدن چای بنا به سنت و رسوم محلی ممنوع است.

IMG08381655
حتما تعجب خواهيد كرد وقتي بدانيد ايران هم جايي دارد شبيه لي لي پوت، سرزمين افسانه ای داستان گاليور، روستاي ماخونيك كه در اطراف شهرستان سربیشه واقع شده است، به دليل قد و قامت كوتاه ساكنان آن به لي لي پوت مشهور است گرچه اين روستاي كوچك، تنها به خاطر قد و قامت مردمانش مشهور نشده است، بلكه دلايل ديگري نيز دارد.

علت مشهورشدن روستاي ماخونيك در 142 كيلومتري شهرستان بيرجند واقع در استان خراسان جنوبی آداب، رسوم و فرهنگ خاص مردمانش است.

منطقه ماخونیک متشکل از ۱۲ آبادی است که روستای ماخونیک بزرگترین آنها محسوب می ‌شود. این روستا شامل ماخونیک، کفاز، چاپنسر، توتک، سفال‌بند، سولابست، لجونگ (سفلی و علیا)، کلاته بلوچ، دامدامه و میش نو، خارستو و جلارو است.

اهالی این روستاها از نظر مذهب، معیشت، شیوه زندگی و اوضاع اجتماعی وجه اشتراک زیادی با یکدیگر دارند اما غالب این روستاها اصل و نسب خود را از روستای ماخونیک می ‌دانند.

درباره وجه تسمیه روستا چندین قول وجود دارد، می‌ گویند که در گذشته‌ های بسیار دور عده‌ای ماموران دولتی به این روستا آمده و اهالی به گرمی از آنها استقبال نکرده‌اند و با آنها برخورد سردی داشته‌اند و آنها این نام را برای روستا انتخاب کرده‌اند.

برخی نیز می ‌گویند به دلیل وجود شکافی در کوه نزدیک روستا به آنجا ماده ماخونیک گفته می‌ شده که به مرور زمان به ماخونیک تغییر نام یافته است.

در برخی اسناد قدیمی که تاریخ نگارش آنها به ۳۰۰ سال قبل می ‌رسد، نام روستا مادخنیک ذکر شده است که مرکب از دو جزء «ماد» و «خنیک» است. ماد در زبان پهلوی و پارسی باستان به ماه تبدیل شده که یکی از معانی آن شهر و مملکت است و در مجموع به‌نام شهر ماخونیک است. درباره این روستا هیچ سابقه تاریخی مکتوبی وجود ندارد و فقط «کلنل چارلز ادوار دبیت» در کتاب سفرنامه خراسان و سیستان در دوره ناصرالدین شاه به توصیف منطقه ماخونیک پرداخته است.

زندگی در بستر آداب کهن

در روستاي ماخونيك نه تنها نحوه زندگي كه محل سكونت نيز ساده و ابتدايي است بلکه خانه هاي روستاييان نیز داراي شكل هندسي خاصي نيست و تمام امكانات زندگي دريك اتاق جاي گرفته است.

آداب و رسوم ساكنان روستا از نحوه قضاوت تا شيوه كشاورزي و از چگونگي تقسيم ارث تا بازي ها همگي از گذشته هاي دور جريان داشته و اغلب آنها دست نخورده باقي مانده است.

روستاي ماخونيك پيش از اين به عنوان منطقه كوتوله ها مطرح شده بود چون اهالی کوتاه قد بوده و به زحمت قدشان از ۱.۴۰ تجاوز می کند، قد متوسط مردم اين روستا مي تواند ناشي از ازدواج فاميلي و نوع تغذيه آنها باشد.

یکی از عمده نشانه‌ های فرهنگی روستای ماخونیک مسکن است که در نوع خود جالب و قابل توجه است.

بافت مسکونی روستا در دامنهٔ تپه و خانه‌ ها به طور فشرده‌ به‌ هم و در گودی زمین ساخته شده ‌اند، کف خانه حدود یک متر از سطح زمین پایین ‌تر است و دارای یک درب کوتاه چوبی است. برای رفتن به داخل خانه باید دولا شده و به زحمت خود را داخل خانه کرد، اغلب یکی دو پله درگاهی را به کف خانه متصل می ‌کنند.

هر خانه دارای فضاهایی همچون کندیک (مخزن نگهداری گندم و جو)، کرشک (اجاق گلی برای طبخ غذا)، طاق و طاقچه است.

باید دانست عمده مصالح به کار رفته در مسکن روستا شامل سنگ، چوب و هیزم است، ظاهراً از آنجا كه هواي آن ناحيه سرد است مردم خانه ها را كوچك و كم ارتفاع مي سازند تا راحت تر گرم شوند.

با این حال خانه ‌های مسکونی آدم کوچولوهای ایران همچنان پابرجاست و خانه‌ هایی با ساخت امروزی و گاه شهری و دارای آجرنما، اگرچه قد برافراشته و خانه‌های تو سری خورده را در سایه خود قرار داده اما نتوانسته اند نگاه‌ها را از آن برگیرند. ماخونیک همچنان زنده است.

شگفتیهای رسوم مردم ماخونیک

مردم ماخونيك تا 50 سال پيش، چاي نمي نوشيدند، شكار نمي كردند و اصلاً گوشت هم نمي خوردند و هنوز سيگار نمي كشند. مردم ماخونيك اين قبيل كارها را گناه مي دانستند، ورود تلويزيون به اين روستا به معناي ورود شيطان بود و اهالي تا چند سال پيش به تلويزيون مي گفتند شيطان. آنها هرگز اجازه نمي دادند كودكان پاي صفحه تلويزيون بنشينند و جادو شوند.

از ماخونيك تا مرز افغانستان در حدود نيم ساعت راه است و اهالي ماخونيك اصليت افغاني دارند كه در حدود سه چهار قرن پيش به اين ناحيه آمده اند و اينجا را براي سكونت انتخاب كرده اند، ازدواج فاميلي ميان كوتاه قدها و نوع تغذيه باعث شده كه افراد روستاي ماخونيك كوتاه قد باشند ولي چند سالي مي شود كه با تغيير وضعيت تغذيه اهالي و مصرف قرص و قطره آهن، نسل جديد بهتر شده اند.

بر طبق شواهد چنین بر می آید که ساکنان روستا در ابتدا دامدار و عشایر بوده اند و در دوره های بعد در منطقه ماخونیک و به ویژه در روستای ماخونیک سکونت گزیده اند، وجود سنگ نگاره ای در نزدیکی قنات ماخونیک که نقش های چوپانی و بسیار قدیمی بر روی آن نقش بسته نیز گواهی بر قدمت سکونت در ماخونیک است.

از آثار تاریخی ماخونیک می توان به سنگ سیاه (سنگ نگاره) ماخونیک، بنای برج و قلعه، برج گل انجیر، منزل سرگردونی، نادر مرده اشاره کرد.

در حال حاضر گردشگران خارجی و داخلی زیادی از این روستا دیدن می‌کنند و این روستا از روستاهای هدف گردشگری خراسان جنوبی به شمار می‌رود.